top

سرمقاله

بهار ميشود


بهار از بيرون و در درون باز ميتابد، غنچه هاي پژمرده دل را پيام زنده شدن و تازه شدن ميرساند، تيره گي هاي ناشي از جنگ و خشونت را مي تاراند و رخوت باقي مانده از برتري خواهي و انحصار را از احساس و انديشه مي زدايد.
بي جهت نيست که شاعران، نقاشان و نغمه سازان و در مجموع همه مردم دلبسته بهار ميشوند، چون بهار به تعبير قرآن، يکي از آيات زنده شدن بعد از مرگ است.

ادامه مطلب...

شمارشگر

ما 56 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

شماره مسلسل 3166

MTN

.

 

گرفته شده: از سایت مرکزپژوهشی و دیده بانی نظامی افغانستان

محمد كوثري

افغانستان از دیر باز محل جولان کشورهای قدرتمند بوده است. با نگاهی به تاریخ این کشور جای پای بريتانيا، روسیه، امريكا و اخیرا چین را می‌توان در این کشور مشاهده کرد. کشوری که روزگاری مورد تاخت و تاز بريتانيا بود و با توجه به سیاست‌های استعماری بريتانيا قسمتي از آن از بدنه آن جدا ساخته شد. انگليسي ها در سال 1855 و در پي يک درگيري پرتلفات با افغان ها، در پشاور با دوست محمدخان (افغان) قرارداد صلح امضا کرده بودند و سياست‌شان بر اين بود که يک افغانستان ملوک الطوايفي هوادار بريتانيا که حائل ميان روسيه و هند باشد به وجود آيد.

اهمیت استراتیژیک آن زمان افغانستان بیشتر مربوط به هند بود. هندی که به عنوان مرکز استعماری جهان ایفای نقش می کرد و همان نقش مهمی را برای بريتانيا آن زمان داشت که اسرايیل اینک برای امريكا دارد. افغانستان در آن زمان دیوار حايل میان هند و روسیه بود.

کم کم با افول بريتانيا، اتحادیه جماهیر شوروی وارد معادلات داخلی این کشور شد. جنگ شوروی در افغانستان به ۹سال اشغال و درگیری انجاميد. در ۳جدي ۱۳۵۸ (۲۴دسمبر ۱۹۷۹) به فرمان لئونید برژنف رهبر شوروی سپاه چهلم این کشور وارد افغانستان شدو در نهایت در دوران میخائیل گورباچف آخرین رهبر این کشور، عقب نشینی در ۲۵ثور ۱۳۶۷ (۱۵می ۱۹۸۸) آغاز و آخرین گروه در ۲۶دلو ۱۳۶۷ (۱۵فبروري ۱۹۸۹) از افغانستان خارج شدند.

این جنگ بیش از یک میلیون کشته و نزدیک به پنج میلیون مهاجر و آواره بر جای گذاشت. گروههای مجاهدین که علیه دولت افغانستان و اشغال کشور فعالیت داشتند، مورد پشتیبانی‌های مالی و نظامی از منابع مختلف از جمله‌ایالات متحده امريكا، عربستان سعودی، بریتانیا، پاکستان، ایران، مصر، اندونيزیا، کانادا، جمهوری خلق چین و دیگر کشورها قرار داشتند و در مقابل دولت افغانستان مورد پشتیبانی هند نیز قرار گرفته بود. جنگ افغانستان نقطه عطف مهمی در دوران جنگ سرد محسوب می‌گردد و همچنین سهم بزرگی بر پایان جنگ سرد داشت.

بواسطه روند طولانی جنگ، جنگ افغانستان به “جنگ ویتنام شوروی” تشبیه شده و از دیگر نامهای مشهور آن “تله خرس” می‌باشد.

نیرو‌های شوروی از افغانستان خارج شد اما میراث شوم جنگ این کشور ادامه بی ثباتی‌ و ناامنی در قالب جنگ داخلی بود. جنگ 2001 افغانستان توسط نیروهای ایالات متحده امريكا با نام رسمی عملیات بلندمدت آزادی در پی حمله القاعده به رهبری اسامه بن لادن به نیویارک و واشنگتن در ۱۱سپتمبر ۲۰۰۱و هشدار جورج دبلیو بوش رئیس جمهور ایالات متحده امريكا به گروه طالبان مبنی بر اخراج القاعده از افغانستان و رد این درخواست از سوی طالبان؛ آغاز شد. به دنبال خودداری طالبان از پذیرش خواست ایالات متحده امريكا فرمان حمله به افغانستان در روز ۷اکتوبر سال ۲۰۰۱صادر شد. بریتانیا از سال ۲۰۰۲فعالیت‌های نظامی مستقل خود را آغاز کرد. هدف اصلی این جنگ، مبارزه و از بین بردن القاعده، طالبان و حامیان آن بود. تقریباً یک ماه بعد طالبان در اطراف افغانستان پراکنده شد و با برگزاری کنفرانس بُن، حامد کرزی به قدرت رسید و در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان به مقام ریاست جمهوری برگزیده شد. حال موضوع خروج نیروهای امريكایی از این کشور بحران زده مطرح است اما آنچه که مورد توجه است امريكایي‌ها به طور کامل از این کشور خارج نخواهند شد و به سنت قدیمی خود که هنوز در کشورهایی مانند کورياي جنوبی پابرجاست، پایگاه‌های خود را در این کشور به جای بگذارد.

افغانستان حالا بعد از دوران کرزی را تجربه می‌کند. تحلیل‌گران امريكایی نگران هستند که با خروج نظامیان این کشور نقش چین در افغانستان پر رنگ شود. آنها معتقدند در این مدت چین به‌منظور پیشبرد اهداف خود و مقابله با تهدید گروه‌های اسلامگرای ازبک روابط خود را با گروه‌هایی همچون طالبان در افغانستان حفظ و به تقویت بیشتر این گروه‌ها کمک کرده است. این امر باعث شده تا رویکرد و سیاست‌های چین در تقابل با سیاست‌های امريكا و سایر کشورهای درگیر در این موضوع قرار بگیرد و همین امر می‌تواند در آینده تنش‌هایی را میان چین و امريكا به وجود آورد. البته نقش چین در افغانستان را نمی توان به عنوان یک همسایه قدرتمند نادیده گرفت اما مطرح کردن این موضوع به گونه‌يی بهانه‌ای برای تداوم حضور نظامی امريكا در این کشور است. البته باید گفت که افغانستان پلی برای پیوستن چین و روسیه نیز هست. از این رو امريكایی ها سعی دارند با استمرار حضور خود در این کشور به نوعی این مساله را مدیریت کنند و مانع ایجاد پیوند ژيوپولتیک چین و روسیه شوند.

البته ادامه بازي قدرت هاي جهاني در اين سرزمين به تشدید ناامنی انجاميده و اين روند قطعا به تشدید تولید و صادرات مواد مخدر در افغانستان می‌انجامد. نکته قابل توجه آن است که با به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان تولید مواد مخدر در این کشور تقریبا به صفر رسید اما با ورود امريكا به افغانستان افغانستان اولین صادر کننده مواد مخدر در جهان شد.

منابع آگاه مطرح می کنند که سازمان سیا قطعا در قاچاق مواد مخدر در افغانستان مشارکت دارد و تحقیقات نشان می‌دهد که این سازمان سالانه چیزی در حدود 50 میلیارد دالر از قاچاق مواد مخدر سود می‌برد.

همه این موارد نشان دهنده آن است که حضور قدرتهای جهانی در این کشورموجب شده تا این کشور به طور مداوم بی ثباتی و بحران امنیت را تجربه کند. افغانستان از این لحاظ کشور مهمی است. ثبات و آبادانی این کشور به ثبات و آبادانی دیگر کشورهای منطقه می انجامد. از این بابت باید به نقش کلیدی این کشور بحران زده در معادلات جهانی توجه ویژه‌ای کرد.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Copyright © 2014. All Rights Reserved.