top

سرمقاله

بهار ميشود


بهار از بيرون و در درون باز ميتابد، غنچه هاي پژمرده دل را پيام زنده شدن و تازه شدن ميرساند، تيره گي هاي ناشي از جنگ و خشونت را مي تاراند و رخوت باقي مانده از برتري خواهي و انحصار را از احساس و انديشه مي زدايد.
بي جهت نيست که شاعران، نقاشان و نغمه سازان و در مجموع همه مردم دلبسته بهار ميشوند، چون بهار به تعبير قرآن، يکي از آيات زنده شدن بعد از مرگ است.

ادامه مطلب...

شمارشگر

ما 36 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

شماره مسلسل 3166

MTN

.


ترکیب هیات افغانی در اجلاس لندن واقعا هم خلاف عرف دپلوماتیک بود و شاید هم میزبان را برای قرار دادن مناسب هیات افغانی در کرسیهای نشست ها دچار سو محاسبه کرده باشد. همه تلاش داشتند آدم مهم تلقی شوند تا موثر. اما در این میان کسانی که از جامعه مدنی نماینده گی داشتند؛ بیشتر از دیگران در غم سودای جان خود بودند چون از مدتهاست به فکر خود بودن؛ از مولفه های اساسی فرهنگ سیاسی کشور شده است.


هیات اعزامی از افغانستان از نظامیانی که برای حفظ استقلال و حاکمیت کشور سوگند وفاداری یاد کرده تا مامورین ملکی  چه در کشورهای مرفه و متمول منطقه ای و چه در اروپا و امریکا و غرب از ورزشی گرفته تا فرهنگی و اقتصادی و سیاسی همواره از کوچکترین فرصت ها برای عدم بازگشت به افغانستان سود جسته اند.اینک آبرو ریزی و بی عزتی به جایی رسیده است که ارگ نشینان هم از رنگ ارگ بیزار شده و حتی هیات عالی رتبه همراه رییس جمهور نیز به محض رسیدن به خاک کشوری دیگر به تقاضای پناهندگی می دهند.
گفته میشود که ترکیب عددی این هیات شامل حدود یکصد و شصت (160) تن  از جمله 84 تن از جامعه مدنی، 30 تن از هر دو مجلس و بقیه از حکومت، میگردید. از اعضای شرکت کننده جامعه به اصطلاح مدنی افغانستان ، 54 تن آنان تقاضای پناهندگی داده بودند. برای کشوری که همواره دست گدایی و ملتمس اش به سوی جیب های کشورهای سرمایه داری و کمونیست دراز بوده است بعید هم نمی بود که از یکصد و شصت تن همراه زاید و مزدحم اشرف غنی و عبدالله بیش از نیمی از آنان محترمانه و رسمی متواری شوند!
حکایت هیات بلندپایه ای که پر می رود و خالی برمی گردد، حکایت دیروز و امروز نیست و سالها است که هرکه دستش به طعمه پناهندگی غرب و شرق نزدیک تر است دم را غنیمت می شمارد و چنان گم می شود از کابل که گویی هرگز در افغانستان نمی زیسته است.اما اینبار کورس فرار از افغانستان به شکل آبروریزی ملی بوده که موجب پاشیده شدن رنگ توجیه و اقناع به متواری شدگان ورزشکار و هنرمند و بازرگان و سفیر و دیپلومات و رییس بانک های پیشین که تا پای بر خاک کشوری گذاشته اند تقاضای پناهندگی داده اند شده است.
ملت و دولت درحالی مسابقه فرار از افغانستان گذاشته اند که نیمی از اعضای نهادهای مدنی، نیمی از اعضای پارلمان و سنا، نیمی از مشاوران و سکرتران و معاونان تاکنون رسما تقاضای اقامت در کشورهای میزبان انگلیس و بلجیم و آذربایجان داده اند و... بگذریم.
نهادهای مدنی که می بایست صدای رسای مردم ملکی و ناظران عینی بر دولتمردان باشند نه تنها در دهه اخیر کاری از پیش نبرده اند که همواره از امتیازات شهرت و محبوبیت برای مطالبات شخصی خود سود جسته اند و اینک نیز پیشاپیش دیگران بار سفر بسته اند.پیش از این قصه برخی مورد بی اعتنایی قرار گرفته ها و بعضی نخبگان جوان و عده ای مقروض به خزانه ملی در سفارت خانه ها و نمایندگی های سیاسی کشورهای... به گوش می رسید اما تمام اینها پیش هیات عالی رتبه ارگ نشین متواری رو سفید شدند.
امیدواریم دولتی که نیت دارد از هر افغانی خود حساب بدهد و حساب های ناتصفیه گذشته را هم تصفیه سازد؛ از ولخرچی های هیات های افغانی و همراهان جهانگرد آنها شدیدا جلوگیری کند و از آبروزی بیشتر کشور جلوگیری کند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Copyright © 2014. All Rights Reserved.