top

سرمقاله

بهار ميشود


بهار از بيرون و در درون باز ميتابد، غنچه هاي پژمرده دل را پيام زنده شدن و تازه شدن ميرساند، تيره گي هاي ناشي از جنگ و خشونت را مي تاراند و رخوت باقي مانده از برتري خواهي و انحصار را از احساس و انديشه مي زدايد.
بي جهت نيست که شاعران، نقاشان و نغمه سازان و در مجموع همه مردم دلبسته بهار ميشوند، چون بهار به تعبير قرآن، يکي از آيات زنده شدن بعد از مرگ است.

ادامه مطلب...

شمارشگر

ما 72 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

شماره مسلسل 3166

MTN

.


امریکا از خروج نیروهایش از افغانستان امتناع می کند. باراک اوباما، رئیس جمهور امریکا مقررات جدیدی را تصویب کرد، که به نیروهای امریکائی اجازه انجام عملیات جنگی نه تنها بر علیه «القاعده»، حتی بر علیه همه مخالفان مسلح کابل را می دهد. این تصمیم بدین معنی است، که امریکا تجربه سال 2013- خودداری از مداخله نظامی در روند رویارویی های افغانستان را، که دارای همه علائم مشخصه جنگ داخلی می باشند، نقض می کند. دولت امریکا از تکرار سناریوی عراق در افغانستان بدین سبب بیم دارد، که پس از خروج نیروهای آیساف، گروههای «طالبان» با الگو برداری از «دولت اسلامی» همه کشور را تصرف نمایند.
13 سال پس از آغاز عملیات «آزادی پایدار» امریکا، مرزهای رویارویی مسلحانه در افغانستان هم مثل عراق مخدوش مانده است و درک تفاوتها بین حامیان دولت و مخالفان آن بسیار دشوار است. این واقعیت نه تنها به عرصه کنترول نظامی، حتی به عرصه کنترول اراضی نیز مربوط می شود. مناطقی در جنوب، جنوب شرقی و شرق افغانستان هستند، که حاکمیت دولت مرکزی در آنها بشدت ضعیف است، فساد گسترده ارگانهای حاکمیت محلی هم زمینه مساعد تأثیرگذاری طالبان بر اوضاع نظامی- سیاسی را فراهم ساخته است. صرفنظر از سکونت در حدود 20- 25 درصد جمعیت در مناطق فوق الذکر، بیش از 80 درصد درگیریهای نظامی سال 2014 در همین مناطق روی داده است. فعالیت مسلحانه مخالفان در مناطق غربی، شمالی و شمال شرقی تشدید یافته است. همانطور که چاک هیگل، وزیر دفاع مستعفی امریکا اظهار داشت، «هیچکس نمی تواند تضمین نماید، که اوضاع ثابت می ماند». ارزیابی پنتاگون از توانائی های ارتش افغانستان در خصوص تأمین امنیت کشور منطبق بر واقعیت نبود.
طالبان می توانند آزادانه از یک منطقه به منطقه دیگر حرکت نموده و آزادانه به مقر دائمی خود بازگردند. درست مثل عراق، بخشهای اساسی علی الظاهر تحت نظارت ارگانهای محلی وفادار به امریکا قرار دارند، اما طالبانی ها دوراندیشانه روی بی تباثی اوضاع بعد از خروج نیروهای آیساف حساب باز کرده اند.
طالبان افغانستان با جنگجویان داعشی عراق که از خاک سوریه به عراق هجوم آوردند، یک شباهت دیگر نیز دارد. طالبان بدون مواجه با هیچ دشواری جای خالی تلفات پرسونلی خود را بلافاصله با مشمولین جدید از نواحی مرزی بین پاکستان و افغانستان در محدوده ایالت خیبر- پختونخوا و مناطق قبیله ای فدرال تا بلوچستان پر می کند. پاکستان به پشت جبهه مطمئن برای تجدید گروه بندی، تشکیلاتی و تسلیحاتی گروههای طالبان تبدیل گردیده است. در اینجا آنها از حمایتهای «القاعده»، گروههای تندرو و نیروهای مسلح پاکستان بهره می برند.
 وجود پشت جبهه پاکستان، برتری استراتژیک جدی، و روحیه مبارزاتی بر کسی پوشیده نیست. و این هم باعث آن گردید که کنگره امریکا برنامه خروج کامل نیروهای امریکائی از افغانستان در سال 2016 را تصویب نماید. در واشنگتن بر خلاف بیانات پیشین در باره تحول اوضاع به نفع کابل، کاخ سفید در متن حوادث اخیر عراق اذعان داشت، که «همین امروز می توان با اطمینان در این باره گفت، که دهها منطقه تحت کنترول طالبان قرار دارد».
رئیس جمهور امریکا نیز مجبور شد با مصوبه کنگره موافقت نماید. بازگشت سربازان امریکائی به کشور یکی از وعده های انتخاباتی وی بود. بر اساس برنامه اولیه قرار بود فقط نظامیان مسئول حراست از سفارت امریکا، تا سال 2016 در کابل باقی بمانند. تصمیم کنونی اوباما راجع به گسترش مأموریت جنگی امریکا در افغانستان در سال 2015، حاکی از خودداری از خروج برنامه ریزی شده نظامیان است.
طرح پر هزینه مدرنیزه کردن ارتش افغانستان، یکی دیگر از مشکلات است. قرار است تا پایان سال 2014 بیش از 400 فقره از چنین پروژه هایی به ارزش کل 7 میلیارد دالر به مرحله اجرا درآید. کنگره امریکا در سال 2012، 11 میلیارد و 200 میلیون دالر، و در سال 2013، 5 میلیارد و 700 میلیون دالر به صندوق توسعه نیروهای امنیتی افغانستان تخصیص داد. تجربه عراق بار دیگر به امریکائیها می آموزد، که این پولها می تواند به هدر برود.
گزینه توسعه بعدی افغانستان بدون مشارکت «طالبان» از نقطه نظر منافع امریکا بیشتر ترجیح داده می شود، اما عوامل منجر به شورش طالبان و سایر گروههای شورشی پس از خروج نیروهای ائتلاف بین المللی هم خطرناک است. در شرایطی که هم حاکمیت مرکزی و هم حاکمیتهای محلی غیر قابل اعتماد، در فساد غرق شده اند، طالبانیها در چشم جمعیت جذاب تر بنظر می رسند. محبوبیت آنها رو به افزایش است. جامعه سنتی افغانستان نه بر اساس معیارهای امریکائی، بلکه بر پایه  درک خود از اینکه کدام نیرو شایسته حاکمیت است، حرکت می کند. با حل و فصل سیاسی بحران داخلی افغانستان بر مبنای توافق در خصوص تقسیم قدرت بین نیروهای اصلی مخالفت، امریکا بطور مأیوسانه تأخیر کرده است. سیاست امریکا در افغانستان از استراتژی محروم مانده و بین واشنگتن و کابل در باره اینکه تا کجا، چگونه و چقدر با رهبری «طالبان» می توان توافق کرد، هیچ درک مشترکی وجود ندارد. همچنین، هیچ درک مشترکی در مورد آشتی ملی- فرایند چند وجهی لازم برای شرکت سایر نیروهای مخالف، مانند حزب گلبدین حکمتیار- حزب اسلامی افغانستان نیز وجود ندارد.
بالاخره واشنگتن پس از 13 سال جنگ، مجبور به اعتراف است که طالبان در افغانستان با سازش ناپذیری خود متمایز بوده و برای پیشبرد موفقیت آمیز جنگ پارتیزانی، بر سنت دیرینه مخالفت با نیروهای خارجی تکیه می کند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Copyright © 2014. All Rights Reserved.