top

سرمقاله

بهار ميشود


بهار از بيرون و در درون باز ميتابد، غنچه هاي پژمرده دل را پيام زنده شدن و تازه شدن ميرساند، تيره گي هاي ناشي از جنگ و خشونت را مي تاراند و رخوت باقي مانده از برتري خواهي و انحصار را از احساس و انديشه مي زدايد.
بي جهت نيست که شاعران، نقاشان و نغمه سازان و در مجموع همه مردم دلبسته بهار ميشوند، چون بهار به تعبير قرآن، يکي از آيات زنده شدن بعد از مرگ است.

ادامه مطلب...

شمارشگر

ما 48 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

شماره مسلسل 3166

MTN

.

 

 

روز یک شنبه 2/9/1393، پارلمان افغانستان امضای دو پیمان امنیتی با امریکا و ناتو را تصویب کرد. این پیمان ها بدون بحث در پارلمان با اکثریت آرا به تصویب رسید. پیمان امنیتی 26 ماده‌ای با امریکا نه متضمن دفاع از افغانستان در برابر تجاوز خارجی و تروریزم است و نه حاکمیت قضایی افغانستان را احترام می‌گذارد. در ماده سوم این پیمان آمده است که«در صورت وقوع چنین تجاوزی[تجاوزخارجی] و يا تهديد به چنین تجاوزی عليه افغانستان، طرفين به منظور اتخاذ اقدامات بالقوه سياسی، ديپلوماتيک، نظامی و اقتصادی برای تشخیص پاسخ مناسب، باهم به گونه منظم مشورت می‌کنند. این مشورت‌ها به هدف ایجاد فهرستی از اقدامات لازم سیاسی، ديپلوماتيک، نظامی و اقتصادی صورت می‌گیرد.»

در این پیمان امریکا در صورت تجاوز خارجی فقط به افغانستان مشورت می‌دهد و حد اکثر نیروهای نظامی افغانستان را کمک تسلیحاتی و آموزشی می‌کند، اما در دفاع از افغانستان سهم نمی‌گیرد، چنانچه تا کنون در برابر حملاتی که از پاکستان در کنر صورت گرفته هیچ حمایتی از این کشور نکرده است. امریکایی‌ها به صراحت اعلام کرده اند که در افغانستان با طالبان و تروریزم نمی‌جنگند، تنها در صورتی که مورد حمله قرار بگیرند از خود دفاع خواهند کرد. اگر مردم افغانستان و نیروهای امنیتی این کشور، مورد حملات گوناگون ترویست‌ها قرار بگیرند امریکا به دفاع از آنها برنخواهد خواست، بلکه در تجهیز، آموزش و تمویل نیروهای افغانی ادامه میدهد. معنای این کار آنست که امریکا از یک طرف اجازه می‌دهد که متحدین منطقه‌ای‌اش مانند عربستان، امارات، قطر و پاکستان از طریق خاک پاکستان، طالبان و گروههای تروریستی را تمویل و تجهیز کنند و از طرف دیگر خودش نیروهای دولتی افغانستان را تمویل و تجهیز کند تا جنگ در این کشور ادامه یابد.

این همان نکتۀ اصلی است که جناب حامدکرزی رئیس جمهور پیشین افغانستان، بعد از سی و چند سال ارتباط و کار با امریکایی ها به آن رسیده بود و در اواخر به صراحت اعلام کرد که امریکا و پاکستان نمی‌گذارند جنگ در افغانستان پایان یابد.

حالا کسانی که در افغانستان با امضای این پیمان امنیتی موافقت کردند بخصوص نمایندگان پارلمان افغانستان، دو دلیل سطحی بیشتر ندارند: یکی این که می‌گویند اگر امریکا نباشد دوباره طالبان حاکم خواهد شد و همه را سر خواهد برید! یا این که هرج و مرج و جنگ تنظیمی از سر گرفته خواهد شد؛ و دیگری این که اگر پیمان امنیتی با امریکا امضا نشود آن کشور به افغانستان که هیچ چیز ندارد، کمک نخواهد کرد و مردم افغانستان همه از گرسنگی خواهند مرد!.

این دلایل متأسفانه مناسب حال کسانی است که در وضع موجود کار و کاسبی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و منافع شخصی شان تأمین می‌شود. آنها منافع خود را برتمام مردم افغانستان تسری می‌دهند، در حالی که واقعیت این طور نیست، اکثریت مرم افغانستان از فقر و گرسنگی و از نا امنی و بیکاری شب ور وز در عذابند. چرا میلیون‌ها مهاجر نمی‌تواند به کشور برگردند، بلکه هر روز عده‌ای دیگری آوراه می‌شوند و بخصوص جوانان کشور در جستجوی امنیت و کار در مسیر اروپا در دریاها غرق می‌شوند.

دردآور آنست که نمایندگان پارلمان که بنام دفاع از حق مردم برکرسی‌های معامله و سازش‌های ننگین تکیه زده اند، نه به فکر امروز مردم افغانستان و نه فردای آنها هستند، بلکه به امریکا و پاکستان کمک می‌کنند که آتش جنگ را در این کشور مظلوم مشتعل نگهدارند. تاریخ در بارۀ این نمایندگان و دولتمردان قضاوت خواهند کرد، و چه قضاوت سختی!

مسئلۀ دردآور دیگر این است که طرفداران پیمان امنیتی و منادیان نجات افغانستان توسط امریکا، تاریخ روابط امریکا با افغانستان را یا خوب مطالعه نمی‌کنند و یا این که به آن اهمیت نمی‌دهند. در هردوصورت «هرکه ناموزد از گردش روزگار- هیچ ناموزد از هیچ آموزگار».

امریکا در زمان پادشاهی ظاهرشاه و صدارت سردار داوودخان که دولت افغانستان خواستار حمایت مالی و تسلیحاتی از این کشور شد دست رد به سینۀ افغانستان زد و زمینۀ سقوط آن را به دامن شوروی سابق را فراهم کرد. بار دوم در سال 1358 که حفیظ الله امین ، هم از طریق دیپلومات‌های خودش و هم از طریق حزب اسلامی در پاکستان تلاش کرد که حمایت امریکا را برای ایستادگی در برابر شوری سابق جلب کند، اما امریکا حاضر به حمایت از افغانستان نشد و زمینه را برای اشغال این کشور توسط شوروی فراهم ساخت

امریکا در جریان جهاد با ایجاد و حمایت گروههای وابستۀ خارجی و افغانی مانند گروه بنلادن، بنام دفاع از مجاهدین در تخریب زیربناهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی افغانستان سهم گرفت. بعد از شکست شوروی ، امریکا افغانستان جنگ زده را که به حمایت سیاسی و اقتصادی نیاز داشت در اختیار اهداف پاکستان و عربستان سعودی قرار داد تا هرچه خواستند انجام دهند. جنگهای تنظیمی و قومی بنام گروههای جهادی هم سبب نابودی بیشتر افغانستان و هم سب بدنامی مجاهدین شد. با این کار تمام زحمات و رنج‌های طاقت فرسای مردم افغانستان که برای آزادی و استقلال کشور متحمل شده بودند و بیش از سه میلیون کشته و زخمی داده بودند را برباد داد.

اما به نظر می رسید که این کار هنوز برای دسترسی امریکا به اهدافش در منطقه و افغانستان کافی نیست و باید اصل اسلام بدنام شود و مردم افغانستان بنام اسلام آنقدر به ستوه بیایند که فقط برای نفس کشیدن محتاج باشند و قید همه چیز از دین و آزادی و استقلال و پیشرفت را بزنند. در چنین شرایطی امریکا به عنوان منجی ظهور کند و مردم مجبورشوند که از ناچاری سلطۀ او را بپذیرند. به مصداق ضرب المثل مردم افغانستان را به مرگ گرفت تا به درد راضی شوند. مصباح زاده

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Copyright © 2014. All Rights Reserved.