top

سرمقاله

بهار ميشود


بهار از بيرون و در درون باز ميتابد، غنچه هاي پژمرده دل را پيام زنده شدن و تازه شدن ميرساند، تيره گي هاي ناشي از جنگ و خشونت را مي تاراند و رخوت باقي مانده از برتري خواهي و انحصار را از احساس و انديشه مي زدايد.
بي جهت نيست که شاعران، نقاشان و نغمه سازان و در مجموع همه مردم دلبسته بهار ميشوند، چون بهار به تعبير قرآن، يکي از آيات زنده شدن بعد از مرگ است.

ادامه مطلب...

شمارشگر

ما 91 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

شماره مسلسل 3166

MTN

.

می‌گویند، صادر کردن سخنان زیبا بسی ساده است، اما عمل کردن به آن ها بسیار مشکل. در واقع انسان‌ها چندی است به آنچه می‌گویند عمل نمی‌کنند‌.

وظیفه و کارکرد آنها گم‌شده و کسی وظیفه و حدود اختیاراتش را نمی‌داند. بعضی افراد نه وظیفه‌ای برای خود تعیین می‌کنند و نه احساس مسئولیتی دارند و وظیفه و احساس مسئولیت را حق دیگری قلمداد می‌کنند. در این میان سوال این است که ما مسئولیت‌پذیر نیستیم یا اینکه مسئولیت‌پذیری را یاد نگرفته‌ایم‌؟

فرد بی غم باش مسئولیت‌پذیر نیست و راحت‌طلبی، فرد را مصرفی بار می‌آورد، ولی فرد مسئولیت‌پذیر از کسی انتظار ندارد و به‌خود می‌گوید: «فرض کن کسی نباشد به تو کمک کند خودت باید یاد بگیری که نیازهایت را برآورده کنی و کارهایت را انجام دهی.» یکی از دانشمندان در این مورد می گوید «جوهره و ذات وجود بشری با مسئولیت و تعهد انسانی رقم خورده است. شخصیت انسانی بدون مسئولیت غیرقابل درک است.

متأسفانه در دوران ما، اساسی‌ترین شکست انسانیت‌، به شوخی گرفتن و بی‌اعتنایی به تعهد و وظیفه است. در واقع نکته مهم این است که خیانت به وظیفه و تعهد‌‌، خیانت به شخصیت است. ایفای آن نیز احترام به شخصیت است.‌»

در عین حال یکی از روان‌شناسان در این خصوص می‌گوید: "در هر جامعه و در هر قشری که زندگی می‌کنیم، باید انسان‌های مسئولیت‌پذیری باشیم‌. اگر کاری را به دیگران محول می‌کنیم‌، توانایی‌های فرد را نیز باید بسنجیم. چرا که اگر فرد توانایی انجام کار را در خود ببیند آن امر را به نحو شایسته انجام خواهند داد و در موارد مختلف و در حیطه توانایی‌هایش به خیلی از امور جواب مثبت خواهند داد."

در واقع اگر از انجام آن خواسته سرپیچی شود تنبیه در پی دارد،
 یا اینکه اگر متعلمی درس نمی‌خواند، به نوعی در قبال درس نخواندنش
 پاسخگو خواهدبود.

 مسئولیت پذیری یک دفعه در انسان خلق نمی‌شود‌، گذشت زمان و کسب تجربه سبب می‌شود انسان پله پله حس مسئولیت پذیری‌اش بیشتر شود و ثابت بماند. هدف، انگیزه و اعتماد به نفس و اراده در کنار برنامه‌ریزی دقیق در زندگی حس مسئولیت‌پذیری را در
 فرد بالا می‌برد. در این مورد به سخنان یکی از راننده های تکسی توجه نمایید که می‌گوید‌: "هر روز آدم‌های مختلفی را اعم از کارگر تا داکتر سوار تکسی می‌کنم از طریق کرایه دادن متوجه می‌شوم که طرفم وظیفه شناس است یا نه‌، بعضی افراد آنچنان بی‌مسئولیت هستند و وقتی سوار تکسی می‌شوند یک هزاری را می‌دهند و می‌گویند وظیفه راننده تکسی است تا پول خرد داشته باشد. من نمی‌گویم وظیفه من نیست، اما این آدم‌ها در زندگی‌شان هم تمامی‌کارها را وظیفه دیگران می‌دانند.

در واقع وظیفه و وظیفه شناسی بر‌می‌گردد به آنچه به ما محول شده است. اما در احساس مسئولیت شاید چیزی از ما خواسته نشود و ما بر حسب اینکه احساس وظیفه می‌کنیم آن امر را انجام‌ می‌دهیم. می‌توان گفت، احساس مسئولیت مرحله بعد از وظیفه است. وظیفه و احساس مسئولیت یک فرایند دو طرفه است‌.

پس گفته می توانیم که مسئولیت پذیری وقتی است که فرد با اراده و تصمیم
 خودش کاری را انجام دهد.

نکته مهمی که وجود دارد این است که اولین کسانی که حس مسئولیت
 پذیری را در افراد پرورش می‌دهند، اول مادر بعد پدر و در سنین بالاتر
 معلمین از عاملان اصلی این ماجرا هستند. این فرایند مسئولیت‌پذیری، یک تبادل دوطرفه است باید به فرد بیاموزیم تا آموخته‌هایش را در یک زمان مناسب به ما نشان دهد و ما باید با شناخت مخاطب خود حرکت کنیم.

حس مسئولیت پذیری از کودکی شکل می‌گیرد‌، وقتی والدین و مراجع
 قدرت در تعیین وظیفه به خاطر صرفه‌جویی در وقت و هزینه و کیفیت کار بهتر‌، به نوعی فرد را غیرمستقیم و ناخودآگاه حمایت کرده و فرد را به‌خودشان وابسته می‌کنند، حس مسئولیت‌پذیری را از فرد سلب می‌کنند. برای نهادینه کردن حس مسئولیت پذیری‌، باید مخاطب خودش بخواهد تا کاری را وظیفه خویش بداند‌. چه پدر، چه مادر‌، چه رئیس‌، چه معلم، چه شاگرد‌، چه کارمند نباید از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند. کسانی که احساس مسئولیت نمی‌کنند و هیچ گاه برای خودشان وظایفی را تعیین نمی‌کنند‌، مصرف‌کننده صرف هستند و به نوعی همیشه دیگران را خدمتگار خویش می‌دانند.»

ما نیز بد نیست که در زندگی خود دقت کنیم. ببینیم آیا در زندگی،
جایی که چشم به کمک کسی دوخته‌ایم موفق بوده‌ایم یا آنجا که نجات دادن
خویش از مهلکه را وظیفه خود دانستیم؟ در کل وظیفه‌ها را نباید به گردن
 یکدیگر بیندازیم‌. چرا که همه ما در مقابل هم وظیفه داریم و اینکه هر کس
 وظیفه را چگونه برای خود تعریف می‌کند و چگونه احساس مسئولیت می‌کند، بستگی به انصاف و منطق و آنچه از کودکی آموخته است دارد.

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Copyright © 2014. All Rights Reserved.